الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
41
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
نعم ربما يوجب تصوره العام بنفسه 1 ) 2 ) يعنى به ما هو عام چون عام يك مقوله لا به شرط است در نتيجه قابل صدق بر افراد و مصاديقش هست . 3 ) ضمير به ترتيب به عام و مصاديق برمىگردد . 4 ) يعنى عام از آن جهت كه وجه و عنوان است براى خاص ، مىتواند خاص كه همان ذى الوجه باشد را معرفى نمايد . « 1 » 1 ) در اين قسمت مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند بله مىشود يك صورت براى صحت قسم چهارم ( وضع خاص ، موضوع له عام ) تصور كرد به اين نحو كه واضع بعد از تصور خاص ، آن را از خصوصيات و تعلقات فرديه پاك كند و سپس حواسش را متوجه به كلى گرداند ، و بعد آن لفظ را براى معناى كلى وضع كند . مثلا جناب واضع زيد را از خصوصيات فرديه مانند سفيد بودن ، عالم بودن ، اهل فلان منطقه بودن و . . . پاك گرداند و فقط جنبه كلى آن را كه همان انسان بودن است در نظر بگيرد و سپس آن را براى معناى كلى وضع نمايد . اما اشكالش اين است كه اين نوع تصور كردن به همان قسم اول ( وضع عام موضوع له عام ) بازگشت مىكند زيرا تصور كردن عام به دو نحو است . گاهى بدون واسطه واضع لفظ عامى را تصور مىكند و آن را براى معناى عام وضع مىنمايد و گاهى هم ، با واسطه ، معناى عامى را تصور مىكند مثل همين مطالبى كه در نعم بيان شد .
--> ( 1 ) - منتهى الدرايه جلد 1 صفحه 41